خانوادم نمیزارن حرف بزنیم آشنا بشیم این آقا رفیق داداشمه ب داداشم گفته بود قرار بود ی مدت آشنا بشیم بعد بیاد خاستگاری مث اینکه پسرعمم دیده ب عمم گفته عمم زنگ زده ب بابام گفته اونم تا تونس زد دست و گردنم خیلی درد داره فک میکنم شکسته😢
حالا میگن راه نمیدیم خاستگاری😭