پسر خالم ۸ سالش
خواهر زادع خودم ۳ سالش
اینا ت حیاط داشتن بازی میکردن
به پسر خالم تذکر دادم یه وقت از نردبون نره بالا و این بچه کوجولو هم ببره خطرناک
خلاصه همین اومدم تو خونه
از تو پنجره نگاه کردم
دیدم دوتایی رو پشت بومم هی میدوئن
مردممممم
بلنددگفتم تکون نخورین وایسین همونجا
پسر خالم سریع اومد پاییین و خواهرزادم موند بالا
اینم بگم پشت بوم همسایع بغلیمون خرابه خودشون اصلا نمیرن روش ولی خواهر زادم رفف من مردم
نفهمیدم فک کنم دو تا سیلی محکم زدم تو کمر و سر پسر خالم
اونم رف خونشون
الان دلم براش میسوزع بدجور زدمش چیکا کنم خدا منو ببخشع