سلام خانوما شوهرم زن صیغه کرده حامله هست من تازه فهمیدم میگه من تو زندگی بمونم خونمون و بنامم میکنه ولی باید تااخر عمر تو این زندگی بمونم خودمم دوتا دختر بچه دارم دلم میخواد برم ولی بچه هامو چکار کنم
بچه هات گناه دارن، بی مادرشون نکن... به خاطر اونها زندگی کن
تا کی ب خاطر بچه ها ما زنها باید کوچیک شیم و خار شیم منکه مشکل داشتم با شوهرم ولی خیانت نبود بخاطر ی سری چیزا میخاسم طلاق بگیرم ک حق ََطلاق و حضانت بچم گرفتم گفتم ی مدت باهاش زندگی کنم چون پشیمون بود درست نشد میرم دیگ ولی اینا قبول ندارم با خیانت بمونم مردی ک ب زنش و بچش رحم نکرده زن چرا رحم کنه بچه هاشو برداره بره حتی نزاره ب ثانیه هم پدرش ببینه دیگه اونارا
من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بیبی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنسها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊
همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بستهبندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.
در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بیبی لایف سفارش میدم 💜👶🏻
خونه رو بگیر بعد مهرتو بذار اجرا بچه هارو بگیر اگه نداد جای مهریه ت بچه هارو بگیر من باشم نمی مونم با همچین مرتیکه چندشی یه شب درمیون بده بیاد
خوبی حرف زدن باخدا اینه لازم نیست منظورت رو براش توضیح بدی💖...ولی جدای از این حرفا طرف یه سیب از درختش کندن، داره دهنمون رو سرویس میکنه اونوقت تو امید داری بری تو باغش بخوری و بخوابی و حوریاش رو بمالی؟🤦♀️🤷♀️
بله، شوهرم پدر و مادرش تو بچگی به خاطر اینکه پدرشوهرم زن دوم گرفت از هم جدا شدن، شوهر من خیلی عذاب کشید... کار خدا بود که تونست خودش حفظ کنه... و مادرش هم با یکی بدتر از پدرشوهرم ازدواج کرد... هیچ کدوم عاقبت به خیر نشدن
تا کی ب خاطر بچه ها ما زنها باید کوچیک شیم و خار شیم منکه مشکل داشتم با شوهرم ولی خیانت نبود بخاطر ی ...
مشکل ماخانمها اینه که احساسی رفتارمیکنیم وبچمون رو به قیمتی میگیریم چندروز پیش توپیج شاهین صمدپور خانمه طلاق گرفته بود بچه روهم گرفته بود بعدکه وارد یک رابطه جدید شده بود بچه خودشو خفه کرده بود یعنی کافر جگرش کباب میشد ازدیدنش
یا خدا.آخه این مسئله ی کوچیکی نیست باید بری مشاور عزیزم.خدا کنه هیچکس تو این موقعیت قرارنگیره.یکی از اقوام ما این اتفاق براش افتاد (البته اون باردار نشده بود) طلاق گرفت گفت نمیتونم تحمل کنم.دخترش هم داد به شوهرش. دختره دو روز آخر هفته میاد پیش مامانش.خانمه هم کار میکنه و به خودش هم خیلی می رسه الان شوهرش دوسه ساله داره التماسش میکنه دوباره ازدواج کنن اما خانمه قبول نمیکنه