۱۵سالمه از بچگی مامانم کتکم میزنه همه ی بدنم کبود و خونیه به خاطرش داخل این سن چنان استرسی دارم که قلبم میخواد از جا در بیاد چنان که تند میزنه و حتی موهام داره سفید میشه با بابام رابطه خوبی ندارن اصلا بابامم که بی سواد و بی احساس فقط خواب میخواد ...
مامانم به خیلی چیزا گیر میده به مریضی مثانه بیش فعال که اصلا دست خودم نیست و خودم بارها به خاطرش خودم رو سرزنش میکنم که فقط کسی که داره حال منو میفهمه
به خوردنم گیر میده اگر میل ندارم با کتک میگه باید بخوری اگرم یک روز یه چیزی درست میکنم میخورم میگه داری زیاده روی میکنی به خاطر بقیه منو میزنه اگه مثلا با بقیه خصوصا بابام دعواش میشه سر من خالی میکنه..
هیچکس درکم نمیکنه هیچکسو ندارم حتی دوست معمولی تک فرزندم که هستم ...
مامانم هی فوش میده ومیزنه میگه همین جا دفنت میکنم یا هی یه چیزایی میگه انگار بچه خودشون نیستم اینقدر که پشیمونه ...
باورتون نمیشه یک سگ دارم که خارج شهره اونو راه نمیده حتی اتاق خودم اونوقت خودش یک سگ گرفته باور کنید حتی قارچ گرفته جدیدا همه جاهم دشتشویی میکنه با اون روی تخت میخوابه به خاطرش سگ منو میزنه سگی که شاید اگر ۱ درصد خودکشی نمیکنم به خاطر اونه چون اگه من نباشم اذیتش میکنن به خاط سگ خودش حاضر منو بکشه همیشه منو و سگمو که فقط شاید هفته ای یکبار ببینم میزنه هرچیم به بابام میگم یک کاری کن با اینکه میبینه به خاط یک سگ چقدر دارم کتک میخورم باز نمیتونه همونو حداقل به یک نفر بده که من اذیت نشم ..
چند هفته پیش واکسن کزاز برای ورودی دهم زدم از شدت دعوایی که مامانم قبلش میخواست بره پیش داییم میگفت بدو بدو منی که اون روز میخواستم اولین بار صبحانه بخورم چون واکسن بزنم چون صبحانه دوست ندارم هر چند به خاطر نخوردن کتک میخورم ولی خب اون روزم به خاطر داداشش نذاشت بخورم و دعوام کرد منم از شدت استرس به خدا غش کردم بعدشم که پیش همه منو ضایع کرد حتی فامیل که ضعیفه ضعیفه ...
بعدشم اینقدر منو به خاطر چیزای دیگه کتک زد دست واکسن زدم که کلا تماما کبود شده و درد میکنه آنقدر ردش کتک خورد با سیم و ...