چیکار کنم که مادرشوهرم تو زندگیم کمتر دخالت کنه؟
واقعاً بعضی وقتا میگم بزار برم خونه بابام تا اونم بیاد با پسرش زندگی کنه انتظار داره من هیچ خونه بابام نرم
خونه فامیلای من نریم رفتیم شهرستان فقط خونه خودش باشیم
شوهرمم بی تقصیر نیست هرکاری کنیم به مادرش اطلاع میده بهش میگم قرار نیست همه چیو بدونه میگه بلد نیستم دروغ بگم 😐
بعد از اونجا تااینجا دخالت میکنه مثلا مهمون دارم زنگ میزنه به شوهرم میگه چرا مهمون دعوت کردی 😐😐😐
یا میریم مهمونی میگه ساعت چند برید ساعت چند بیایید مخصوصا فامیلای من 😕😕😕
دیگه از دستش خسته شدم تاالان سکوت کردم و صبر ولی دیگه واقعا نمیشه باید یه طوری بشه
راه حلتون چیه ؟