وای میبینمش تو چشماش نگاه نمیکنم.
قبلاً خیلی بدی در حقم کرد و عذاب داد بگم باورتون نمیشه درحدی ک میرفتم خونه مادرم اینا اتفاقی دیدمش اومد کیفمو گشت ببینه چیا تو کیفمه و خیلی حرکات دیگه
الان چون محلش نمیدم نمیتونه کاری کنه و...
وقتی میبینمش فقط یک سلام و رد شدن هیچی نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم
خیلی حرفاش رو اعصابمه به زور 10دقیقه میشینم پاحرفاش
اونم همین حسو نسبت بهم داره خیلی بده
نمیدونم چاره چیه فقط میدونم نمیشه هیچ جوره باهاش ارتباط بگیرم.
دام میخواد اصلا نیبینمش اما نمیشه؟چکار کنم سمتم نیاد؟
یه خونه داریم طبقه بالاشون گاهی مجبورم برم اون خونه