2777
2789
عنوان

خواهر فتنه

427 بازدید | 15 پست

ماورم داشت برا خودش لباسشویی میگرفت بعد از ۳۰ سال زندگی با پدرم.

 داشت زنگ‌می‌زد به فروشنده.


 خواهرم  بهم گفت مال تو چند تا کالانوشتن؟ گفتم سه تا 

بعد گفت مال من ۴ تاعه .

پس مال تو سه تاست شوهر منم سه تا بگیره.

لباسشویی تو قباله نیست؟ گفتم نه.

 گفت پس مال منم مامان بگیره.

گفتم شوهر من پدر نداره که ۳ تا نوشتیم . مال تو ۴ تا چون پدر شوهر داری.

 میگه همه ۵ تا مینوسن تو چرا ۳ تا نوشتی. 

گفتم تو چرا ۴ تا نوشتی؟.

میگه خفه شو گدا.

گفتم شوهر من ۴ سال عقدشم.تولد ها مناسبت ها برای من کالا میگیره مثلا سینی فنجون  سماور و.....

اگه دستش هم باشه برام گم‌نمیزاره میخره.

شوهر خودت تاحالا برات چی گرفت؟ هیچی.

گفت تو دخالت نکن. بتو ربطی نداره.شوهر منو چیکار داری.برو اینجا نیا. تو واسه جهیزیه میای.

 گفتم فعلا توداری دخالت میکنی.

   مامانم گفت خواهرت مکاره از من سوال کرد چند تا کالا  واسه فاطمه پشتت قوالش هس .من گفنم ۴ تا.حالا اومد از تو هم میپرسه. 

بعد یهو خواهرم یچیز گفت ماورم‌گفت من جهاز خودمو خودم گرفتم  پدر مادرم بمن اهمیت ندادن.

ما شمارو اهمیت میدیم اینجوری میکنین. کاش زهرا رو شوهر نمی‌دادیم. الان دوتا نامزدین  سخته.

بعد پدرم دعوام کرد گفت برو از اینجا.

ب کی زنگ میزنی  اینا رو توضیح میدی گفتم من ب کی توضیح دادم. من اینجا نشسته ام.

 بعد پدرم گفت لباسشویی نخر .گفتم مامان ۳۰ ساله داره با دست میشوره گناه داره.

 خواهرم یهو گفت  تو بخر  .

گفتم دلت میسوزه چرا خودت نمیخری ناراحتم کردن.دام میخاد دستم‌پول خودم بخرم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چ خواهر حسودی داری حتی ب فکر خانوادش نیست

 همچی تموم شد و برای همیشه تو رفتی💔امیدوارم بعد از تو به آرامش برسم💔 تابستونی که توی اون از دست دادم و هیچی بدست نیاوردم....😅الان تنهای تنهام و ناامید، روزای پوچ و خالی پشت هم داره میگذره تازه دانشگاهم باید برم افسرده شدم و حوصله ندارم حتی خداهم منو تنها گذاشته... این روزا حالم بهتره تازه خودمو و خدارو پیدا کردم تازه به آرامش نزدیک تر شدم ولی هنوز بهش نرسیدم...شکر❤روزای درهم برهم و شلوغ روزایی که مغزم موقع خواب هم بیداره روزایی که ته ته ته قلبم به رویاهام فکر میکنم و امید میگیرم🌱💔 من دیگه حوصله و ذوق هیچیو ندارم...12.9🖤 چقد بده ی سری حرفا عین سیلی باشه تو صورتت...۱.۱۸🖤۲.۹ کاش قلبم تپیدن بلد نبود...🙂 همیشه فکر میکردم زمانی که به یه سری چیزا برسم حالم خوب میشه ولی نشد که نشد، برعکس داره حالم بدتر میشه😪...۳.۲۳.چه بود زندگی اگر تو نمیرسیدی؟؟؟💍♥️💑.باز دلم مثل همیشه خالیه💔دیگه دنیا واسه من تاریکه،زندگی کوره رهی باریکه،آخر قصه ی من نزدیکه...💔۴.۲۵.داره تموم میشه دیگه...💔 یک روز قبل تولدم عشق بین ما هم تموم شد.امیدوارم هیچوقت جلوی راهم سبز نشی🙂🖤 خدایا برایم معجزه ای بفرست...🤲

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز