چندین بار خوابشو دیدم بار اول خواب دیدم خیلی بی قرار داره نگام میکنه حالش خوب نبود بار دوم گفتن یکی از زن های منطقه خواب دیده شوهرم خیلی ناراحته و داره داد میزنه من زندگیمو دوست دارم نمیدونم راست گفتن یا نه ولی از اونجایی که خودم خوابشو دیدم حس میکنم راست گفته باشن یبار دیگه داشتم به ازدواج فکر میکردم باز اتفاقی خوابشو دیدم که دارم چاقو میکنم تو قلبش روزی که آلبوم عروسیمو ریز ریز کردم خواهرم خواب شوهرمو دید که من دارم ازدواج میکنم و شوهرم یه گوشه نشسته با عصبانیت منو نگاه میکنه دوبار دیگه خواب دیدم داشتیم با هم حرف میزدیم خیلی به هم نزدیک بودیم انکار واسه اولین بار بود که با هم آشنا شده بودیم مشکلی بین امون نبود خیییلی راضی و خوش حال بودیم آخرین بار وقتی من داشتم به این پسره فکر میکردم بهش حس پیدا کردم شوهرم اومد به خوابم از دستم عصبانی بود و تهدیدم کرد که من یکساله با یکی آشنا شدم یعنی اگه ازدواج کنی منم آدمشو دارم🥲 وقتی دیگه به این نتیجه رسیدم من و این پسره به درد هم نمیخوریم و دیگه ندیدمش خیلی ناراحت بودم و گریه میکردم شوهرم اومد به خوابم من همیشه اونو با لباس سیاه میبینم ولی اینبار لباس رنگی ولی یکم کهنه تو تنش بود و خیلی خوشحال بود فهمیدم ازین که از رابطه با این پسره ناامید شدم خوشحال شده دوباره خواب دیدم سه تا مرد روبه روم وایسادن که یکیش شوهرمه و تو خواب بهم نشون دادن شوهرم از اونا بهتره خواب خواهر شوهر مرحوممو چند وقت پیش دیدم تو خواب عصبانی بود راضی نبود من ازدواج کنم😱😐 نظرتون چیه؟ واسه کسی پیش نیومده؟ یعنی امکان داره من دوباره با شوهرم اون دنیا ازدواج کنم؟ شما به این چیزا اعتقاد دارین؟ یادمه یبار بعد دعوا شوهرم گفتش که نه تو میتونی از من دل بکنی نه من میتونم 💔 یاد گذشته اشکمو درمیاره حسرت میخورم چرا زندگیم با شوهرم اینقدر بد بود چرا نشد که خوشبخت بشیم من اونو خیلی میخواستم
از ساعت 11 گرفتم بخوابم ولی فقط تونستم یکم چرت بزنم حالا از بی خوابی یاد شوهرم افتادم فردا صبح اگه خدا بخواد باید برم جایی واسه کار نمیدونم بشه یا نه واقعا بهش احتیاج دارم حقوقش زیاد نیست ولی بدم نیست