خواهرم در آستانه طلاقه
بعد داره میره سرکار .تو سر کار همه. ش برای صاحب کارش غذا می بره .زن صاحب کاره هم شک کرده گفته دیگهنیا .امروز داشت نفرین می کرد زن صاحب کار و می گفت الهی با بچهتو شکم ش بمیره
منم گفتم چرا نفرین می کنی .ایراد از تو هست نه زن صاحب کار
گفتم خوبه کسی برای شوهر تو الکی غذا بیاره
گفت الان همه اینطوری ن
گفت زن اونم خوب آرایش کنه به من چه
حالم از آدم های مثل خواهر م بهم خورد
شوهر من خودش کارش و دفترش منشی دارن
اگه مثل خواهرم باشه چی
تن و بدنم می لرزه