سلام بچه ها،توروخدا کمکم کنید
من یه دروغی به دوس دخترم گفتم،الان ازم ناامیده نمیدونم چیکار کنم،
بچه ها دروغی که گفتم اینقد چرته و یجوریه که روم نمیشه بگم ولی میگم،
اقا از این قرار بودکه نزدیک یه ماهه پیش من دنبال لباس بودم برا خودم و بهش گفتم یه پیرهن و شلوار خوب تو اینترنت پیدا کن تا بخرم،ایشون اهم دو سه روز پیگیر بود تا پیدا کرد،بعدش گف بیا بخر،منم گفتم باشه،چن روز گذشت گف گرفتی،برا اینکع زحمت کشیده و دلش نشکنه گفتم نه ،ولی میگیرم،بعد تیکه انداخت پس چرا گفتی برو بگرد گفتم میگیرم،چن روز بعد گفت گرفتی گفتم اره سفارش دادم،الکی(ناگفته نمونه صد درصد میخواستم بگیرم ولی اونموقع سرم شلوع بود و پولم دستم نبود)،
بعد از بیس روز گف بیا لباساتو ببینم،منم بهونه اوردم،نمیدونم تیشرته فلانع بهمانه،تا چن روز بیخیال بشه تا بگیرم و نشونش،بدم،تا اینکه پریشب دگ گف باید حتما ببینمش،منم گفتم باشه و گوششو نشونت میدم،گوشه یکی از پیرهن قبلیامو نشونش دادم،فهمید الکیه،خلاصه گف تو این یه سالی که باهام بودی اعتمادم دگ بهت از دس رف،نمیدونم،تا الان چن تا از این دروغا به من گفتی،من بغض کردم گفتم بخدا دروغ نگفتم،میگف من بحثم لباسا نیس،بحث اینه که یه ماه منو احمق فرض کردی،دگ نمیدونم چی بهت بگم،اعتمادی نیس،
بچه ها کلا باهام سرد و سنگ شده،
توروخدا بگید چیکار کنم جبران کنمش،بچه ها درسته دروغی که گفتم یکم چرت بود،ولی بخدا دوروزه خواب ندارم،امروزم رفتم لباسارو گرفتم،ولی احتمالا دگ مهم نیس براش،چون نگاه ناامید کننده ای بهم کرد،
بچه ها چیکار کنم،الخصوص دخترا بگید،از دلش در بیارم،من زیاد زحمت کشیدم برا این رابطه تا پایدار بمونه ،لعنت بهم که دروغ گفتم،حاالا موندم چه کاری برا جبرانش هس،خودش میگف جبران کارت،همینه که دگ از چشمم افتادی😔
کمکم کنیدد،التماس میکنم ،دوسش دارم،
دوس دارم مثه قبلنا بشیم مثه چن روز پیش 😔
دمتون گرم