اگه شوهرتون براش یه گرفتاری بزرگ مالی پیش بیاد و اعصابش خراب باشه چجوری رفتارمیکنین تا اروم شه وسوال دوم اینکه ازخواسته های مالی تون میزنین چون الان گرفتاره یا همون روال قدیمی روادامه میدین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ما زندگی مشترک داریم. بنابراین مشکل مالی همسر برام معنی نداره. بلکه میشه مشکل ما
برای حل مشکلمون از هیچ تلاشی دریغ نمیکنم.
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
طلا داشته باشم میفروشم میدم بهش نداشته باشم از فامیلم قرض میگیرم خودمم مراعات میکنم وخرج خونه وخودم را تاجایی که بشه پایین میارم به هر حال شریک زندگی یعنی شریک شادی وغم وسختی
من همیشه اینجور مواقع میگم خدا بهت سلامتی بده ضرر مالی رو جبران می کنیم
سوال دومت هم به خاطر همسرم از جونمم حاضرم بگذرم خواسته مالی که چیزی نیست
خیلی طول کشید تا بفهمم کاری که خوشایند من نیست لزوما غلط نیست. انتظاراتی که از آدمها دارم هم لزوما درست نیست و اساسا من جای حق ننشستهام که متر و معیار درست و غلط باشم. این در ظاهر خیلی ساده به نظر میرسه ولی هم دهن من سرویس شد هم دهن زندگی تا من اینو بفهمم🙃