درست در زمانی که در سینه ام نفس آخری بود، زائرت شدم. زائر مهربانی ها و بنده نوازی هایت. ای تنها بهانه برای زنده بودن من، گنبد طلایی ات به من عمر دوباره ای داد. تو شافع نیاز های من به درگاه خدا هستی. ای تنها ترین صدا در خلوت من، بغضی که در گلو دارم را با نیم نگاهت بشکن...
انقد مینویسم انقد صدایت میزنم که بالاخره جوابم دهی