2777
2789
عنوان

خواستگار

| مشاهده متن کامل بحث + 450 بازدید | 37 پست
عزیززم  مامانت چیزی نگفت دیگه

نه

مامانم از پسره خوشش اومده بود

حتی بهش میگفت شیر مادر حلالت که خودت اومدی جلو میتونستی مزاحم دخترم بشی ولی نشدی( مامانم از قضیه بلوتوث خبر نداشت بنده خدا)

خب اگه خوشت اومده بود روشن میکردی بلوتوثتو،نمیخوررت که.حالا شماره مامان پسره به چه دردت میخوره الان ...

اره  معمولا هم مامان  و خانواده من ک نمیزنگید،  معمولا خانواده دختر ولشون میخاد طرف برع ، تااینکه خودش بزنگه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

دقیقا عین من

چند سال پیش ماشین گیرمون نمیومد و سوار ماشین شخصی شدیم

و پسر مثل همینی تو میگی تماس مصنوعی داشت

و تو ایینه مدام نگام میکرد

و اخرش خواستگاری کرد مامانم به شدت اعصابش بهم ریخته بود و گفت دخترم نامزد داره بیخیال بشین و رفت

ولی خب پسری یجوری بود انگاری من اولین نبودم

پشت هر کوه بلندسبزه زاری است پر از یاد خداو در آن باز کسی می خواندکه خدا هست خدا هست خدا هست هنوز 
مگه چند سالته اون چه شکلی بود ظاهر و اخلاقش خوب بود


17 سالمه... پسر خوبی به نظر میومد و طرز حرف زدنش خیلی با شخصیت نشونش میداد.. مهندس پتروشیمی بود

ظاهرشم متوسط

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108