2777
2789
عنوان

کجا خدا دستتو گرفت و آبروتو خرید؟؟

173 بازدید | 14 پست

میدونم ک هست و مهربان

ولی کجا خیلییی حضورشو حس کردی؟چ اتفاقی افتاد؟

برای منم دعا کنید

لایک نکن هموطن🫡🥲🗿زندگی زیباست اما عادلانه نیست_هیچکسو قضاوت نکنید_دعا کنید من خوشبخت شم_

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خیلی جاها 

همین که نفس میکشم از کَرَمشه:)

میگن زمانی که حضرت موسی به کوه سینا میرسه،خطاب به خداوند میگه:اَرَنی به معنای ببینمت،درجواب میشنوه :لَن ترانی،هرگز نخواهی دید.حالا سعدی با نگاه عاقلانه میگه:چو رسی به طور سینا ارنی مگو و بگذر که نیارزد این تمنا به جواب لن ترانی!.حافظ به این مسئله نگاه عاشقانه داره:چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر تو صدای دوست بشنو نه جواب لن ترانی:).اما مولانا.. وای از مولانا🥹:ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد تو که با منی همیشه چه تری چه لن ترانی❤️خداجون قربون کرمت دست همه بنده هاتو محکم بگیر مثل همیشه:)

کجا هست و مهربان واسه منم توضیح بدین

انگار مامانم رفته بازار منو نبرده...انگار همه دوستام افتادن کلاس 1 من افتادم کلاس 2...انگار نقاشی 19 گرفتم...انگار همه رفتن اردو به جز من...انگار همه کلاسن من نمیتونم کلاسو پیدا کنم...حالم اینطوریه...

خیلی جاها 

ولی یه خاطره بگم از اول دبیرستان ک همین الان هم یادش میوفتم از ترس وحشت میکنم😅...آزمایشگاه مدرسه با کلاس دوم تجربی یکی بود ،از روی بچگی روی یه نیکمت نوشته بودم موشهای  آزمایشگاهی (ب بچه های اون کلاس اینو میگفتن ،ولی هیچکی جرات نداشت تو روشون  بگه و من حک گرده بودم رو نیمکتشون😱)

یهو زنگ تفریح دیدم ،بچه های اون کلاس دارن از کل مدرسه میپرسن ک کی اونجا نشسته و انگاری رسیده بودن ب من ،منم شاگرد ممتاز و باادب مدرسه بودم ،واسم افت داشت مدیر بخواد بازخواستم  کنه 

زنگ ک خورد و رفتیم تو کلاس ،یهو در زدن مدیر اومد ،اینقدر خدا رو صدا زدم از ته ته دلم ،مدیر داشت حرف میزد ک چرا رفتین تو آزمایشگاه شیطونی  کردین ،دیگه‌محروم میشین و از این حرفا 

منتظر بودم ک اسممو  بگه،گ اخرش گفت شیشه های بِشِر(اگه درست گفته باشم ) و شگوندین  و ووو و رفت 

من هنوزم مطمینم  ک‌مدیر اومده بود منو صدا کنه ولی یادش رفت 😖

بخدا ک هنوز یادش میوفتم یه ترسی میوفته ب جونم 🤣🤣🤣

آخرین بار فکر کنم داشتم حرکت سه پایه رو تمرین میکردم، پاهام گیر کردن و نزدیک بود کمر و سر و گردنم مخصوصا گردنم بشکنه

کاهش وزن: شروع: ۶۲ کیلو، هدف: ۵۳ کیلو، الان: ۵۴ کیلو😍رزمی کار🥷🏻
میتونی بگی چی شددد

هیچی به دروغ یکی ازم شکایت کرده بود میخواست منو بندازه زندان که به لطف خدا به خواستش نرسید...

کاش تو بودی تو سرنوشتم،کاش فقط با خیالت طی نمیشد زندگی من،زیباترین روز برایم حتی یک روز زندگی با توست
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792