دیگه هیچ امیدی ندارم از همه چی متنفرم از خانواده میاد عصابم داغون میشه میخندم،چه زندگی من دارم هان!؟چرا زندم؟چرا نفس میکشم؟واسه درد کشیدن واسه عذاب کشیدن،وقتی اجازه پیشرفت ندارم وقتی نمیتونم به ارزوهام برسم چرا زندم.خسته شدم از بس حرف شنیدم خسته شدم از بس مامانم فحشای زشت بهم داد خسته از زندگی تکراری خسته شدم از این حالو روزم نمیتونم تحمل کنم بقران بسه منم ادمم دل دارم تا کی به تیکه های مامانم گوش بدم ارزوشه یه روز مرده من رو به روش باشه محبتی ندیدم هیچکس تو این خونه منو دوس نداره هیچکسو ندارم تنهام بخدا یه بغضه بـــــــــزرگ رو دلم،نگین نه دوست داره یا هر گوهی بچه نیستم گول نمیخورم بزرگ تر از سنم میفهمم چون دردایی کشیدم چون ضربهایی خوردم.
از اینکه دردامو اومدم اینجا گفتم خجالت میکشم😭
چرا باید همه بفهمن هان چرا😭💔
میخام خودکشی کنم راحت بشم،و شمایی که میگین خودکشی خز شده جرعت داری زندگی کن(شماها خودتون درد دارین ولی به روتون نمیارین پس لطفا چرت نین)دیگه هیچ امیدی ندارم هیچکسو ندارم دارم تو تنهایی خودم جون میدم پس بمیرم راحت بشم کلی بهتره