سلام با ی آقایی در حال آشنا شدیم بعد من خیلی حسودم و میگم هرجا میری منو با خبر کن بعد اگ خدا بخواد فردا راهی کربلا میش خودشم با منگرم حرف میزنه دیروز بعد ۶ ساعت بهش پیام دادم اینا گفت ک رفتن خونه داییش منم ناراحت بودم ک چرا پیام نمیدی اونمگفت اعصابم خرابه پاسپورتم رو گم کردم و اینا بعد یکم حرف میزدیم هعی میرفت بعد ناراحت ک میشم میگی اول گوش کن ببین چی میگم بعد قضاوت کن ب من میگ شکاکی اینا بخاطر اینک بهش گفتم با کس دیگه ای حرف میزنی دیر سین میکنی گفت ن کنار داییم اینایی نمیخوام بی احترامی کنم حرفش رو گوش میکنم یعنی من الان زیادی حساسم بنظرتون
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
خیلی زیاده روی کردی عزیزم.شماتو مرحله ی شناختین.متاسفانه خودتو بدنشون دادی.یه کم راحتش بذار
اره از این ب بعد تلاشمو میکنم زیاد ب رو نیارم الانم میبینم حق با اونه مثلا شب بهم گفت کار داره ببخش اینا من با سردی گفتم باش شب بخیر انگار دست خودم نیست این حرفارو ک میگم