من گرفتم داستان واقعیه, سال دوم دبیرستان درست زیست کوفتیو مریض شدم نتونستم بخونم تجدید اوردم و شهریور پاس نشدم, سال سوم دبیرستان همش موقع زیست استری داشتم و دعا میکردم و به تمام اماما دخیل میشدم اسم منو صدا نزنه واس پرسیدن درس و همیشه هم صدا نمیزد و من خوشحال میشدم میگفتم پشمام عجب زود دعاهام براورده میشن, اخرش فهمیدم چون واحد مونده داشتم اصلا اسم من تو لیست یه طورایی اضافه حساب میشد و ربطی دعا هام نداشت 😐😑برا همینم صدام نمیکردن 😔