من خوندم آره اخرش پسر فوتبالیسته دختر و میبینه و یه دل نهدصد دل عاشقش میشه و اصلا نمیفهمه که زنشه
تا یخ روز دیگه یادم نیس سر یه ماجرایی قاطی میکنه میره بالا که با زنش دعوا کنه که چرا از زندگیم نمیری طلایه رو اونجا میبینه و فک میکنه دوست زنشه و اصلا فکرشو هم نمیکنه که زنش باشه خلاصه بعد که میفهمه ....طلایه بخاطر که توی اون مهمونی زمان مجردی ش آسیب دیده ازش دوری میکنه و خلاصه آخرش پسره میفهمه چه مشکلی داره و باهاش کنار میاد و عاشقانه زندگی شون و شروع میکنن