مادرم با وسواسی شدیدی که داره مارو به ستوه آورده درسته متاهلم ولی کاری کرده دوست ندارم ماهی یک بار برم البته اونم دوست نداره .اونقدرسخت میگیره وسواس نجس وپاکی داره هروقت هم برم فرداش همه چی میشوره اونقدر هم غرمیزنه که خونه من نیاین گاهی وقتا دوستامو میبینم چه راحت میرن ومیان حسرت میکشم😔اصلا هم قبول نمیکنه که مریض من نه ازخونه پدری نه خونه شوهرشانس نیاوردم