2821
2789
عنوان

شب تولدمه

35 بازدید | 2 پست

بدترین لحظه هارو سخترین ساعات ودقایق وثانیه ها گذروندم ....خدا تولدمو کوفتم کرد با مقدراتش یاد این جمله افتادم (کاش میشد بمیری بی انکه مادر بفهمد)


بسه دیگه خدا کوتاه بیا دست بردار از این موش ازمایشگاهی   ....(خلاصه خلاصه   ماجرا مادر پیر من برایک خونه  ازصبح تا اخرشب بیرون بوده  بمیرم برای تاول وپادردش ...... قرار بود فرداوسایل ببریم ...یهو اسمون تپید نوبت ب ما رسید ...خونه فروش رفت ....اخخخخخخخخخخخ دلم پره ششمین خونه ای که ناباورانه بهم میخوره ...ولعنت ب سرونوشت مسخرم ...همسن وسالای من توفامیل سرگرم زندگی وتفریح اونوقت من فقط نفس میکشم ....کاش فردا مرده باشم .....خیلی لحظات سخت گذروندم توزندگی اما ب نظرم سخت ترینش اینکه وسایلمون بره توکوچه 

دلم گرفتع👩🏻‍🦯

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز