2777
2789
عنوان

شب تولدمه

35 بازدید | 2 پست

بدترین لحظه هارو سخترین ساعات ودقایق وثانیه ها گذروندم ....خدا تولدمو کوفتم کرد با مقدراتش یاد این جمله افتادم (کاش میشد بمیری بی انکه مادر بفهمد)


بسه دیگه خدا کوتاه بیا دست بردار از این موش ازمایشگاهی   ....(خلاصه خلاصه   ماجرا مادر پیر من برایک خونه  ازصبح تا اخرشب بیرون بوده  بمیرم برای تاول وپادردش ...... قرار بود فرداوسایل ببریم ...یهو اسمون تپید نوبت ب ما رسید ...خونه فروش رفت ....اخخخخخخخخخخخ دلم پره ششمین خونه ای که ناباورانه بهم میخوره ...ولعنت ب سرونوشت مسخرم ...همسن وسالای من توفامیل سرگرم زندگی وتفریح اونوقت من فقط نفس میکشم ....کاش فردا مرده باشم .....خیلی لحظات سخت گذروندم توزندگی اما ب نظرم سخت ترینش اینکه وسایلمون بره توکوچه 

دلم گرفتع👩🏻‍🦯

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108