کنکورم شدم ۱۹۶منطقه دو انسانی حقوق شهید بهشتی و اینا قبولم مامانم میگه مشکلی ندارع ولی امروز یهو زد زیر گریه منم دلم گرفت یهو میگه همین شهر خودمون یزد باش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آخه خیلی تلاش کردم تا برم تهران حالا مامانم میگه راضیه میگه هر جا پیشرفت میکنی برو
دیگه بهش بگو تا آخر عمرم که نمیتونم پیشت باشم بالاخره میرم سرکار میرم دانشگاه یه روزی ازدواج میکنم و .... در عوضش آینده ی بهتری داری اولش یکم سخته بعد عادت میکنی هر ترم هم میتونی بعدش بری به دیدنش یا اونا بیان سر بزنن غصه نداره که:)