2777
2789
عنوان

رمان بی نام

112 بازدید | 2 پست

یه رمان قبلا خوندم دختره اسمش مریم بود و پسره حسام دختره مذهبی بود اینا همکلاسی هم بودن و عاشق هم شدن بعد عقد میرن خارج اونجا پسره فک میکنه عاشق یکی دیگه شده و اینا طلاق میگیرن برمیگردن بعد اونم فک کنم پسره برمیگرده ایران و با اون دختره ازدواج میکنه یادم نمیاد چیشد که چند روز بعدش پسره طلاق میگیره و پشیمان میشه از اینکه از مریم جدا شده چند ماه بعد مریم

 برای عروسیه برادرزاده و خواهرزادش میاد ایران حسامم تو اون عروسیه بعد اینا با دوستای مشترکشون میرن سفر پسره خیلی تلاش میکنه که مریم ببخشدش ولی مریم نمیبخشه روزی که قراره مریم بره خارج حسام میره پیشش و اخرم می‌بخشش 

حالا کسی اسم این رمانو میدونه؟


خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز