2821
2789
عنوان

مادرشوهر

273 بازدید | 21 پست

سلآم خانما من یکسال و ۷ماهی هس ازدواج کردم الان ۸مآهه باردارم متاسفانه از روز اول خودم همه کارای مادرشوهرم رو میکردم ایشون طبقه پایین خونش الان اگه ده نفر نشسته باشن با اینکه حاملم به من میگه پاشو چایی بیار یا دختراش و شوهراشون ک هستن به من میگه پذیرایی کن من واقعا برام سخته و اصن احترام نمیزارن دوماه خونریزی داشتم بخاطر جفتم هیچکدوم حتی بم زنگ نزدن حالمو بپرسن بنظرتون چطور با سیاست رفتار کنم که دیگه تو جمع دستور نده بم واقعا دیگه نمیکشم

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

شوهرت واکنشش چیه 

برگامممممم چه عجیب نامزد من خونه شون برم میگه بشین بغل من تکون نخور ولی باز من بلند میشم یکم کمک کنم مادرشوهرم نمیزاره 

ینی چی مگه وظیفه توعه کار کنی به نظرم با خشونت واکنش بده 

عزیزم لطف و محبت شما دیگه به عنوان وظیفه دیده میشه

اول با شوهرت خرف بزن بگو میخوام هوای منو داشته باشی من باردارم باید خیلی مراقب باشیم

بعدم هر سری زنگ زدن بگو که من حالم خیلی خوش نیست هر سری یه بهونه بیار نرو برای کمک تا کم کم عادت کنن

غلط کرد زنیکه احمق رو نده مادرشوهر منم میخاست ازم کلفت بسازه تا ی کم یکسال ساده و خنگ بودم بعد دیگه رو بهش ندادم 

استغفرالله ربی و اتوب الیه💚 به سلیمان جهان از طرف مور سلام به حسین از طرف وصله ناجور سلام السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین💚 اللهم عجل لولیک الفرج 💚میشه برای سلامتی عزیزانم یه صلوات بفرستید!؟ 

دوست منم همین بود حتی بدتر مادرشوهرش هیچکاری نمی‌کرد، البته خب اینا ناهار شام همش خونه مادرشوهرش بودن ولی کارای خونه مادرشوهرش هم ب پای این بود می‌گفت ی شب رفتم ظرفارو نشستم و خودمو زدم ب اون راه و خرج هاشونو جدا کردن خونه مادرشوهرش کم می‌ره دیه 

ببخشید خیلی غلط کرده مگه کلفت اورده به شوهرت بگو خب برات خوب نیست اینقدر سرپا باشی من بودم جرش میداد ...

شوهرم بنده خدا چن بار بخاطرم دعوا کرد باهاش بعد چن روز رفتم پایین پیشش روشو کرد یه طرف دیگه پاشد رف تو اتاق الان متاسفانه چون پدرشوهرم فوت شده دوس ندارم شوهرم بفهمه ک دعواش کنه

سیاست نمیخواد بگو سنگین شدم سخته و انجام نده و اصلااا نرو تو جمعشون مجبوری پس فردا کمر دردش برای تو ...

من والا میترسم پسفردا بچمم دنیا بیاد باز بگه بیا کارارو انجام بده اون جاریم دس به سیاه و سفید نمیزنه همیشه پشتش حرف میزنه میگه انگار دختر خانه دس نمیزنه به چیزی بعد جلو این جاری به من میگه به من ک حاملم پاشو برو سینی و فلان وبهمان و بیار با اینکه جاریمه تو اشپزخونه اس دستشم خالیه 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

چه رنگی

fatiف | 14 دقیقه پیش
2791
2779
2792