ما داخل دانشگاه باهم اشنا شدیم بعد نامزدم خوش نویسی کار میکرد یه برگه بهم داد داخلش یه جمله عاشقانه نوشته بود با خط نستعلیق خیلی خوشگل بود تهش هم تاریخ زده خیلی ریز نوشته بود مثلا اردیبهشت سال98
بعد اینکه من اون برگه به دره اتاقم چسبوندم ک هروقت رد میشم ببینمش بعد اینکه نامزد کردم همین امسال 1402 بابام اومد دره اتاقم برگه هه رو دید ماتش برد گفتم چیشده بابا گفت اینجا نوشته سال 98 الان 1402 هستیم یعنی شما از قبل همو میشناختید؟🥲😂
هیچی دیگه دوست داشتم زمین دهن باز کنه برم توش