2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ماجرای بارداری چی میتونه باشه ینی؟

دقیقا از کجاش میخوای شروع کنی؟😂

⛔⛔اگه زیر۲۰ سال هستی تو تاپیک من نیا،نظر نده و ریپلایم نکن به هیچ عنوان..ممنون که احترام خودتو ن

. من‌خودم ۶روز پشت سر هم درد پریودی داشتم ینی تقریبا از تخمک‌گزاریم که ۲۴بود. با کمی کمر درد.. دیروز یکم‌خفیف شد امروز ندارم... حالل نمیدونم ممکنه باردار باشم؟چون‌من هیچ‌روزی موقع تخمک گزاریم درد نداشتم اینجوری اولین بازم‌بود. اقدام‌نبودم ک بگم بخاطر اقدام درد داشتم ولی دو رابطه مشکوک داشتم. ک‌احساس میکنم وقتی تخلیه شده هنوز بوده اسپرم داخلش بوده باشه. اخه میگن اگ خودتو‌نشوری و‌همون‌موقع دوباره ب رابطه ادامه بدی ممکنه اسپرم توی‌لوله باشه...موعدم ۷شهریوره.. ببینین یعنی وسط رابطه ارض....ا میشد یکم بعد بیرون‌خالی میکرد. دپباره‌همون لحظع به رابطه ادامه میداد. دوبار این مدلی رابطه داشتم یعنی مممنه!

بزار

مهربان بسیار دیدم...هیچکس مادر نبود...               پسرم عاشقتم، عاشقی و دوست داشتن و با وجود تو یاد گرفتم...❤                                                        مرا از دور تماشا کن.... من از نزدیک غمگینم...              

سلام دوستان...

۲۳سالم بود که عقد کردم بعد از۳سال خونمون کامل شد و تمام وسایل گرفتیم تاریخ عروسی رو زدیم واسه شهریور ماه که مرداد متوجه شدم باردارم و۵هفتمه، ما هم سریع توی یکفهته تمام کارای عروسی رو کردیم بدون اینکه به بزرگترا موضوع رو بگیم اوایل مرداد عروسی رو برگزار کردیم.من تصمیم داشتم۱سال بعد از عروسی باردار بشم که تمام قرضای عروسی رو داده باشیم که کامل شرایطمون اوکی باشه(همسرم تک فرزنده پدرشم سالها قبل فوت شده هیچ پشتوانه ای نداره) خلاصه با خوبی و خوشی عروسیمون تموم شد و من رفتم تو خونه خودم و خداروشکر انقد بچم پا قدم دار بود و روزیشو واقعا خدا رسوند که ما سریع بدیهیامون رو صاف کردیم و از همه نظر اوکی شدیم. همسرم چندسال پیش یه تصادف داشته که دیه ش پرداخت نمیشد اما وقتی دخترم اومد اون دیه پرداخت شد و ما تونستیم خونمون رو بزرگتر کنیم ، خواستم بگم که بچه واقعا روزیشو با خودش میاره و الهی شکر دخترم تو رفاه کامل به دنیا اومد و بزرگ شد و الان۳سالشه

این از ماجرای بارداری اولم    


خداحفظش کنه

مهربان بسیار دیدم...هیچکس مادر نبود...               پسرم عاشقتم، عاشقی و دوست داشتن و با وجود تو یاد گرفتم...❤                                                        مرا از دور تماشا کن.... من از نزدیک غمگینم...              

خداروشکر

بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که بر من نوشته شد به خاطر پرخاشگریم با تو در هنگام نرسیدن روزی و به خاطر رفتن از در خانه ات به سوی بندگانت همراه با تضرع واظهار خضوع و کوچکی در نزد آنان درحالی که کلامت  را در کتاب متینت به گوشم رسانده بودی که ”آنان برای پروردگارشان اظهار خضوع و تضرع نکردند ًپس بر محمد و آل محمد صلوات فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!
این از ماجرای بارداری اولم    

دومیو بگو عزیزم

من که دارم تو بارداری دومم دق میکنم 

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست

و بارداری دومم: پاییز سال گذشته احساس کردم اضاف وزن پیدا کردم تصمیم گرفتم رژیم بگیرمو ورزش کنم و با انگیزه کامل شروع کردم که توی یکماه۳کیلو کم کردم متوجه شدم که پریود نمیشم😄 بعد از یکهفته بی بی چک زدم دیدم بللللله دوباره آقا دسته گل به آب داده، کلی باهاش دعوا کردم کلی گریه کردم احساس میکردم به آخر خط رسیدم ینی دقیقا دنیا واسم تاااااریک تاریک شده بود تمام امیدم رو از دست داده بودم(آخه تصمیم داشتم دیگه بچه نیارم تا بتونم به بهترین نحو دخترمو بزرگ کنم) بعد از یکهفته تونستم خودمو جمعو جور کنم، من خیلی زود خودمو با شرایط وقف میدم ، سعی کردم مثبت اندیش باشم گفتم خدایا تو که بچه رو دادی بازم مث دخترم روزیشو با خودش بیار و رزقو روزیمونو بیشتر از قبل کن که شرمنده بچه هام نشم...یادم رفت جای مهمشو بگم؛ همسرم شغلش آزاد بود آخریا اصلا درآمدش جوابگو نبود که از در غیب بهش پیشنهاد کار دولتی شد و دقیقا زمانی بود که لقاح تشکیل شده بود و ما بی اطلاع بودیم و دقیقا روزی که همسرم کارشو شروع کرد همون روز بی بی چک من مثبت شده بود و من حیرت از کار خدا بودم... گل پسرم قراره شهریور ماه به دنیا بیاد و قربونش برم روزیشو جلو جلو آورده و جالب اینجاست که دولتون قراره به زودی یه تکه زمین بالا شهر بهمون بدن( خدایا کرمتو شکر قربونت برم)...

اینو گفتم اونایی که میگن نبای‌د بچه بیارید وقتی رفاه کامل نیستینو همش الکیه که بچه روزیشو با خودش میاره ، من خودم به چشم دیدم که هر دوتا بچه هام چطور روزی خودشونو آوردن و الهی شکر من کاملا راضی ام ...

امیدوارم که خدا منو ببخشه بابت ناشکری که اوایل بارداریم کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792