2777
2789
عنوان

از این تبعیضات ناراحتم

145 بازدید | 7 پست

پدرشوهرم برای خونه ساختن، تیکه خریدن، عروسی گرفتن هیچکدوم کمک نکرد و همش با شوهرم بود که یه حقوق کارمندی داشت و یه عالمه وام گرفت تا بتونه جور کنه همه چیزو و دوران عقدم سخت گذشت و بدون هیچ تفریحی حتی یه کافی شاپ ساده ولی الان داره پدرشوهرم برای برادر شوهرم خونه میسازه و جاریم از دوران عقدش نهایت لذت داره میبره و حتی اول زندگیشم سختی نمیکشه به خاطر وام های شوهرش . میدونم بعضی هاتون میاین میگید خانواده شوهر وظیفه ای نداشتن ولی اگه وظیفه ندارن باید برای همه بچه ها اینطور باشه نه فقط یکی.  زمان ما هم پول داشتن کمک کنن ولی نکردن 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

دیگه اون زمان گذشته رفته  ،الان یادآوریش فقط اذیت کننده هست برات ،رو چیزای بهتر تمرکز کن نه گذش ...

نه عزیزم هنوز یه ساله عروسی گرفتم. یه موتور بهمون برای زیر پامون داده بود که همونم دو ماه پیش ازمون گرفت گفت پول ندارم باید بفروشمش. 

بعد الان داره خونه میسازه 

[QUOTE=306785264]دقیقا حرفای منو نوشتی و این خیلی ناراحت کنندس[/QUOTE

من خونه ام طبقه بالاست و پدرشوهرم داره طبقه پایین براش  درست می کنه و هر روز صدا کار کردنشو میشنوم و غصه میخورم. یه عالمه حسرت تو دلم موند تو دوران عقدم و الانم همینطور چون شوهرک هنوز داره قسط میده 

نه عزیزم هنوز یه ساله عروسی گرفتم. یه موتور بهمون برای زیر پامون داده بود که همونم دو ماه پیش ازمون ...

 عزیزم اگه من بخوام تعریف کنم از تبعيض هایی که بین ما گذاشتن باورکن میگی ۱۰ هیچ از من جلویی. خیلی وقتا پیش میاد میشینم برای مظلومیت شوهرم گریه میکنم،ولی همش با خودم میگم با مدام حرص خوردن فقط حالم رو از دست میدم چاره ای نداریم کاریش نمیشه کرد 

نه عزیزم هنوز یه ساله عروسی گرفتم. یه موتور بهمون برای زیر پامون داده بود که همونم دو ماه پیش ازمون ...

این اتفاقها برای اکثر ما افتاده کم و بیش ،شوهر منم با کمک پدرش مغازه خریده بود بعد ۵سال مغازه رو فروختش داد به پدرشوهرم برد برا خودشون آپارتمان بنام مادرشوهرم خریدن منم حرص خوردم شوهرم بیکار شد ولی بازم خودمون رو پای خودمون وایسادیم و ادامه میدیم ...خانواده پسرها اکثرا جای حمایت زیر پاشونو بعد یمدت خالی میکننن میدونم از چیه مگه چقد عمر دارن که همش جمع میکنن جای اینکه به بچشون کمک کنن...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792