حتی مجازی هم شده،گاهی نگاهم کن
از قیل و قالت کم شده گاهی نگاهم کن
فوّاره ام با یک بغل رؤیای پاییزی
ای آبشار خم شده گاهی نگاهم کن
از بس ندیدم صورتت را توی ذهن من
تصویر تو مبهم شده ، گاهی نگاهم کن
چوپانی و با گله ای از گرگ می آیی
حالا که چایی دَم شده گاهی نگاهم کن
تهمینه ای در من تو را زیر نظر دارد
تا عاشق رستم شده گاهی نگاهم کن
پیراهنم گل کرده دستان نسیمت کو؟
دشتی پر از مریم شده گاهی نگاهم کن
گفتند از آویشن کوهی نفس داری
ای بوته ی درهم شده گاهی نگاهم کن
با تو اگر بد کرده ام دیگر زبانم لال...
حوّای تو آدم شده، گاهی نگاهم کن...
شبت بخیر عزیزم