۳ ماه داره میگذره
من تمام دلخوشیمو از دست دادم
یعنی الان کجاست؟
همیشه بهم میگفت سنگ مزارمی
(به معنای اینکه همیشه کنارمی و دوستت دارم)ولی الان شرمندشم دورم ازش
کاش بشه زودتر برم پیشش کلی حرف براش دارم🙂
آنقدر دلتنگشم که یه روان نویس خریدم اسمشو روش حک کردم که یه دفتر جدا بخرم از دلتنگیام بنویسم🥺
دلم گرفته خیلییییییی
پدربزرگمه
از همه بیشتر دوستش داشتم و خواهم داشت
آخرین خداحافظیمون توی بیمارستان بود یک ماه قبل فوتش دستشو گرفتم گفتم بابایی میشه حرف بزنی دختر نازت اومده پاشو برام شعر بخون پاشو برات برقصم
میخواست حرف بزنه ولی نتونست اشک از گوشه چشماش اومد
من بمیرم الهی براش
عکساشو صبح تا شب میبینم گریم میگیره
😔