2777
2789
عنوان

داستان زندگیم

253 بازدید | 7 پست

میخوام از اول اولش بگم .من تو ی خانواده ترک تعصبی به دنیا اومدم سال ۶۶.فرزند چهارم خانواده بودم .پدربزرگمم با ما بود .بابام کارمند ساده ی اداره دولتی بود مامانمم خونه دار بود وضع معمولی داشتیم .چادرسرکردن اجباری بود گردش و تفریحم ممنوع بودمردای خونوادم فوق العاده تعصبی و ضدزن بودن ..خلاصه پدربزرگم فوت کرد و خواهرم ازدواج عاشقانه کرد با پسر یکی از همکارای بابام و بعد مدتی داداش بزرگمم ازدواج کرد با همکار خواهرم .ماجرا از بعد ازدواج داداشم شرو میشه .

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز