ما سر شب بحثمون شد من بچه گذاشتم بغلش قهر کردم رفتم خونه مادر بزرگم ولی اونجاام کسی نبود کلید داشتم
ساعت طرفای ۱۲ برگشتم خونه دیدم همسرم نیست بچمم برده
زنگ زدم بهش که بچه کجا بردی بچه نوزاد چرا بردی بیرون گفت برو همون قبرستانی که رفته بودی تو اگه برات مهم بود نمیرفتی بعدشم قطع کرد تلفن روم
زنگ زدم مادر همسرم گفت پیش ما نیومده
زنگ زدم مامان خودم اونجاام نرفته بود
دلم داره مثل سیر و سرکه میجوشه
بچم یه ماهش نشده کجا برده این وقت شب
چیکار کنم
۳۰ تا پیام دادم بهش که حداقل بچه بیار خونه جوابمو نداده