یه چیز جالبی شنیدم، یارو میگفت ما باید یاد بگیریم که با ندونستن کنار بیایم. بعضی از ما وقتی مار نیشمون میزنه، به جای اینکه بریم بیمارستان و زخممون رو درمان کنیم، دنبال مار میدویم، سعی میکنیم ازش بپرسیم چرا ما رو نیش زده، بفهمیمش و بهش ثابت کنیم ما رو نباید نیش میزد!
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...