مامانش الان زنگ زد گفت بیاین از نون زیاد خریدم ببرین مام نزدیک خونه بودیم
منم به همسرم گفتن الان خستم باشه فردا بعد بالباس خونه بودم گفتم لباسام خوب نیست گفت چجوری خونه مامانت رفتی بد نبود
اخه خجالت میکشم اینجوری برم خونه مادرشوهرمم جوریه که همسایه هاشون تا ساعت۱۲شب دم در میشینن فوق العاده ریز بینن مثلا به مادرشوهرم گفته بود اینا چرا همیشه لباساشون مثل همه
الان همسرم ناراحته به نظرتون من بد کاری کردم؟
اگه مبخواست خودشم بره نون بگیره من بشینم تو ماشین ناراحت میشد یگبار همینجوری شد میگه همسایه هامون گفتن که با عروست قهری تا دم در میاد خونت نمیاد