امروز چهلم داداشمه، انگار قلبم تو فشاره از هر جهت، من که تا امروز تو انکار مرگ عزیز دلم بودم حالا چطوری برم عکس خوشگلشو روی سنگ قبرش ببینم،
آخ، تمام جیگرم تو آتیشه و نمیدونم چطوری زنده ام هنوز،
نمیخوام برم مراسم برادرم، شوهرم میخواد به زور منو ببره 😔
چطوری با درد نبود عزیزاتون کنار اومدین؟
من از زنده موندن خودم شرمنده ام
همش یاد اون تیمه مداحی میفتم که میگه
حسین(ع)، شرمنده ام که بعد روضه ی تو زنده ام هنوز