بابایی من دلم برات خیلی تنگ شده
وقتی میرم خونه مامان همش منتظر تو ام
وقتی لباس تو بو میکنم
وقتی ساعت تو مببینم
وقتی صدات توی خونه نیست
میگم حتما الان بابا میاد
ولی بابا چند روز دیگه یک سال میشه که نیستی
چجوری باور کنم نبودتو
چجوری گریه ی های مامان رو تحمل کنم
آخه تو فقط ۵۰ سالت بود
بابا من هنوزم منتظرتم
یادم نرفته تا دقیقه آخر چقدر امید داشتی 😭😭😭