بچها واقعیتش من خیلی خیلی از مرگ پدرومادر کلا هانوادم میترسم و هرشب واس این موضوع ملی یواشکی گریه میکنم و خیلی از اینکه بعد مرگ خانوادم چی سرم میاد میترسم حتی بیشتر از مرگ خودم!
اومدم بگن من فقط اینطوریم یا شماهام این حسو دارین؟:/
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
این حسیه که همه داریم همه از از دست دادن ادمای مهم زندگیمون میترسیم ولی اینکه بخوای هرشب بهش فک کنی و گریه کنی درست نیست و بهتره بری روانشناس که بتونی کمتر به این مسائل فکر کنی چون واقعا ادامه دادن به این افکار ادمو روانی میکنه منم یه مدت اینطوری بودم اما تو طول روز فعالیتمو انقد زیاد کردم که شبا یهو خوابم میبرد وقت برا اینکه به چیزای مهتلف فکر کنمو نداشتم