چله ايت الله حق شناس برداشتم
دوشب به فاصله كم
خواب ديدم
دندونم كامپوزيت كردم
و يه سيدي بهم شيريني يه جعبه داد البته شيرني فروش بود ولي من قصد خريد نداشتم اما بهم داد و تخفيفم بهم داد تو خريد
البته به مضمون خاب دوميم يعني خريدايي جز شيرني انجام داده بودم در واقعيت هم ولي شيريني نه اصلا فكر نكرده بودم
ديشبم خواب ديدم مراسمات مذهبي بود همه پياده داشتن ميرفتن اول رفتم ٢٠تومن مادرم به يكي بدهي داشت بدم طرف گفت (از ساداتن )من ياداشت نكردم گفتم دين مادرم برداشته بشه نداشتيم باشه هديه بهتون تو دلم گفتم ساداته راه دور نميره
جلو تر كه اومدم يكي از روحانيون روستامون كه ايشونم سيدن رو ديدم يه سوال شرعي كردم گفت برا قبله استغفار كن و مكروهه اما حرام نيست درحالي كه در واقع حرامه اما الان كه توبه كردم نميدونم چي ميشه يكي دوباره يه جوري بهم فهموند كه مراقب نگاهم باشم تو مسير كيفم رو گم كردم كه زير چادر يكي كه داشت خستگي در ميورد پيداش كردم
قبلشم به خريد شيريني نه ولي به مضموني شبيه به اين فكر. كرده بودم
قبلا البته خيلي وقت پيش منظورمه همچين خابايي ديدم كه تعبيرش حاجت روايي اما حاجت نگرفتم