2777
2789
عنوان

پرونده Annie96 "

281 بازدید | 17 پست

مطمئنن یکی از ترسناک ترین روایت های جنایی متعلق به پرونده Annie96 است. پرونده ای که بسیاری آن را تنها یک داستان عجیب و کریپی پاستا و بسیاری دیگر آن را پرونده ای ترسناک اما بایکوت شده میدانند.(1)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

سال 2009 بود که واتساپ نسخه اولیه خود را منتشر کرد و بسیاری به عنوان یک پیام رسان از این برنامه استفاده میکردند ، اما داستان این پرونده از جایی شروع شد که نیمه شبی دو نفر درحال چت کردن بودند که اتفاقی ترسناک و عجیب رخ داد..(2)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

اواسط چت ، آنی (Annie96) برای دیوید (Mcdavey) می نویسه " یه نفر تو حیاط ایستاده " ، دیوید فکر میکنه آنی در حال شوخی کردنه و این موضوع رو جدی نمیگیره ، بعد از اینکه آنی چندین بار این قضیه رو به دیوید گفت ، فورا دیوید برای آنی نوشت " سریعا برو پیش خانواده و با پلیس تماس بگیر. " (3)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

آنی بعد از اینکه نوشت خانواده اش به خارج از شهر رفتن ، کنار پنجره میره و با حالت شوخی مینویسه "اوه پسر واقعا ترسیدم ،تمام مدت این تو بودی که تو حیاطی؟" دیوید با تعجب میپرسه " آنی درباره چی صحبت میکنی؟ " با چند ثانیه سکوتِ آنی و پیام های پشت سر هم دیوید ، بلاخره آنی جواب میده..(4)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

آره بذار

🍋🍋🍋🍋ما نینیسایتیا گرسنگان عکسی هستیم 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋به صورتی بودن گوگولی بودن اینجا نگاه نکن این سایت خیلی ترسناکه👹☠️☠️🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍒🍋🍋🍋🍋🍋

‏آنی مینویسه " دیوید .. یعنی این تو نیستی که تو حیاط ایستاده..؟ " دیوید سریعا جواب میده " معلومه که نه آنی ، داری درباره چی صحبت میکنی ، سریعا با پلیس تماس بگیر ! سریع تر زنگ بزن! " ؛ پس از چندین لحظه ، آنی جواب میده " اون لعنتی تو خونه اس ، باید قایم شم "(5)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

آنی بعد از شنیدن صدای قدم های شخص ، وارد کمد میشه و برای دیوید می نویسه " من خیلی میترسم ، نمیتونم نفس بکشم " دیوید فورا مینویسه " نگران نباش الان فورا خودمو با پلیس میرسونم اونجا. " پس از چندین دقیقه، روی صفحه چت دیوید پیامی عجیب نوشته میشه که دیوید رو از تماس منصرف میکنه...(6)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

‏آنی خیلی آروم و نرمال مینویسه " دیوید داشتم شوخی میکردم ، من حالم خوبه " دیوید در جواب پیام آنی مینویسه " من حسابی ترسیدم آنی ، تو نباید همچین کاری رو میکردی ، مطمئنی حالت خوبه ؟ " آنی در جواب تایید میکنه و حساب کاربریش برای چندین دقیقه بدون ارسال پیام آنلاین میمونه! (7)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

خب خب

🍋🍋🍋🍋ما نینیسایتیا گرسنگان عکسی هستیم 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋به صورتی بودن گوگولی بودن اینجا نگاه نکن این سایت خیلی ترسناکه👹☠️☠️🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋 🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍋🍒🍋🍋🍋🍋🍋

دیوید پس از اینکه به رفتار آنی مشکوک میشه ، بعد از چند دقیقه میپرسه " از کجا مطمئن باشم که تو همون شخص که وارد خونه شدی نیستی؟ " پس از سین خوردن پیام ، اکانت آفلاین و آنی به صورت کلی ناپدید میشه.(8)

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.

برای فیلم هایی بر اساس این داستان/پرونده میتونید فیلم زیر رو مشاهده کنید.(End)


Unfriended: Darkweb.

‏يِه روز تمام راه هايي رو كه با قلبت رفتي با عقلت برميگردي !قلبم را از سینه در آوردم، چراغ هارا خاموش کردم و خوابیدم. مطمئنم دیگر هیچ زخمی بیدارم نخواهد کرد.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108