منی که زندگیم با عشق شروع شد چه آرزوها داشتم برا خودم مطمئن بودم از خوشبختیم
الان هم هر کی منو ببینه چیزی نمیفهمه ناشکری نمیکنم مطمئن هستم به هر کی بگم منو مسخره میکنه اما من آرزوم بود که بچه هام با هم بزرگ شن پسرم تنها بزرگ شد همیشه آرزوی خواهر و برادر به دلش موند تا الان هم خیلی امید داشتم اما دیگه نمیخوام دیگه برای ذوق ندارم چون پسرم که بزرگ شد با این اختلاف سنی آه قلبم بمیرم برا خودم و پسرم