همینکه رفتم یه چایی خوردم بعد گفتم برم انجمن کانون جلسه بود واسه بچه ها این زودترازمن آماده شد که بادخترش بره بیرون به قابلمه رو گازبود زیرش زیاد بود و خیلی قل قل میکرد،داشتم استکانارو میزاشتم تو آشپزخونه گفتم مامان(حیف اسم مامان)این چیه اینقدررررررر زیرش زیاد میریم بیرون نسوزه؟؟؟🥴🥴🥴
داشتم نزدیک قابلمه میشدم پرید دستم بگیره که یوقت درش بازنکنم گفت دست نزن دست نزن دست نزن ......
این مال دخترم(اسم دختر نکبتش آورد)
اصلا شوکه شدم انگار میخواستم بخورمش😒😒😒
چرا خوبیام یادش نیست چرا اینقدررررررر مادرشوهره