فندق خانم داشت کارتون میدید یهو با لب و لوچه آویزون برگشت گفت من خیلی ناراحتم نمیتونم پرواز کنم 😳
گفتم چرا نمیتونی
گفت آخه من کوچولوام دیگه☺️
گفتم حالا پرواز کردن میدونی چطوریه 🤔
دستاشو آورد بالا شروع کرد بال بال زدن منم تو افق محو شدم 😶🌫️
الانم داره آواز اینگیلیسی میخونه از کارتون یادگرفته البته کامل نه ها ولی من قبول میکنم ازش🥰🥰🥰