2777
2789
عنوان

مادرشوهرییی

342 بازدید | 24 پست

بچه ها یه موضوعی هست درباره مادرشوهرم اصلا بحثم درمورد بد بودن یا خوب بودن با من نیست..

مشکلم با یکی از ویژگی های مادرهمسرم که مدام باعث خجالت همسرم وبچه های دیگش میشه وسوء تفاهمایی که ایجاد میشه..

مادرشوهرم زن خوب ومحترمی. قبل از عروسی چون زیاد منو نمیشناخت یه کارایی می‌کرد که خب من ناراحت میشدم ولی بعدش که اخلاق ورفتارم‌رودید تغییر رویه داد.خیلی باهم خوبیم وخیلی زیاد بهم احترام میزاره..خداروشکر .

امامشکل اصلی من این که متاستفانه مادرشوهرم مثل آب خوردن راحت دروغ میگه..انگار که دست خودش نیست..گاهی دلم برای همسرم خیلی میسوزه..ازخجالت نمیدونه چیکار کنه.‌منم به روش نمیارم ولی خب میبینه که مامتوجه میشیم..گاهی شده موضوعی رو به شکل دیگه ای برای ما تعریف میکنه منم که یه شهر دیگه پیششون نیستم وفکر میکنم راست میگه..مثلا ما رفته بودیم شهرستان برامون کلی زحمت کشید وشام درست کرد..بعداز شام جاریم که طبقه بالا زندگی میکرد اومد. دیدم مادرشوهرم چون دید نیومد کمکش بهش گفت من اینقدر حالم بدبود که براشون هیچی درست نکردم خودشون رفتن سر یخچال یه چیزی خوردن..من اون لحظه موندم چی بگم؟؟جاریم هم بهش برخورد گفت خب خودشون درست میکردن.. کلی رفتارای این مدلی که باعث کدورت واختلاف بین بقیه میشه..

خانواده من رفته بودن سفر زیارتی بعدازبرگشت مادرهمسرم هدیه خرید باعزت واحترام اومد پیششون بعد که مامانم از خاطره سفر میگفت اونم میگفت آره خودمم رفتم میدونم چطوره چندسال پیش رفتم درحالی که اصلا نرفته بود وهمسرم توجمع داشت آب میشداز خجالت چون ما میدونستیم‌که نرفته..

خانواده همسرم چون خواهرا وبرادرا هرکدوم یه شهریم وهرچندماه یکبار همدیگه رومیبینیم وقتی جمع میشیم مدام جلوی من خجالت میکشن..انگار رودربایسی دارن..منم خودم رو به اون راه میزنم که اونا پیش من‌اینقدر معذب نباشن‌‌..ولی گاهی باخودم میگم نکنه از قول منم به کسی چیزی بگه..یا نمیدونم چیکار کنم که همسرم‌اینطور خجالت نکشه؟..اون دفعه خودش مونده بود از تعجب چی بگه.فقط سکوت میکرد..

منم دوست ندارم این رفتار مادرهمسرم رو جار بزنم ولی خب گاهی اطرافیان میان ازم میپرسن راسته فلان موضوع منم میدونم دروغ نمیدونم چی بگم..



بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

مادرشوهر منم این مدلی هست ولی ن دیگه ب این شدت ......

یه بار بهش گفتم چطوری در کسری از ثانیه میسازی؟من باید یه روز فکر کنم گفت عادت کردم😐🤦‍♀️😂

دوستان مهربونم لطفا یه صلوات هدیه کنیم به آقا امام زمان عزیزمون 🙏🙏🙏🙏🙏💖💚
ولش کن همینطور بی اهمیت باش بهتره 

ببین آخه گاهی اون مسئله راجب خودمن پیش میاد..

مثلا مدت ها کسی پیش ما نمیومد.‌بعد فهمیدیم مادرهمسرم از وضعیت بد مالی ما گفته ..در حالی که ما مشکلی نداشتیم..به حدی که خواهرشوهرم نشسته بود گریه میکرد خونه خودش‌‌..بعد به من زنگ زد که چرا به ما چیزی نگفتین؟؟

منم گفتم چی رو؟؟😐

گفت که مشکل مالی داشتین....

من😐

گفتم کی گفته ما مشکلی مالی داشتیم؟؟؟

بنظرم دست خودش نیست از دکتر یا روانشناس خوب کمک بگیرن 

بله اصلا دست خودش نیست..

ولی خب میدونی بچه های خودش باید اقدام‌کنن..من حتی اگه مشاور چیزی بگه نمیتونم کاری کنم..

اون دفعه اومد شهر ما بعد دیدم تلفنش زنگ خورد رفت تواتاق صداش رو شبیه کسایی که حالشون خوب نیست می‌کرد بعد میگفت اومدم برای درمان..😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز