بچه ها میخواستم با ی اقایی وارد رابطه شم
ایشون ی شب بخاطر فشار زیاد کاری باهام بد صحبت کردن دیگم حرف نزدیم منم جواب ندادم اون شب
برا ی مناسبت(واجب بود)براشون ی هدیه گرفتم ولی دیگ نمیخوام برم ببینمشون
بهشون پیام دادم و گفتم ک میزارمش ی مغازه فرصت داشتن برن برش دارن
تا دیگ انقد بلاتکلیف نباشم خسته شدم وقعا نمیدونم قراره چی بشه
گفتم اینو بدم بش و ی چند روزی برم پیش خاله م بمونم روحیه م عوض شه
ک یادم بره
بنظرتون غرورمو شکستم؟کار بدی کردم؟