آخر هفته شد و نامه ز يارم نرسید
از دوصد وعده ، یکی هم به قرارم نرسيد
چشم من مانده به راهش که شود مرهم دل
او به درمان دل تنگ و نزارم نرسيد
من به امید رسیدن همه جا در پی او
او به بالین تن خسته و زارم نرسید
شده ام سخت پریشان دگر از بی خبری
خبری از طرف دلبر و یارم نرسید
می دهد وعده که تا روزِ دگر می آید
روز ها طی شد و اما به دیارم نرسید
همه شب منتظرم باز که شاید برسد
امشب از نیمه گذشت و به کنارم نرسید
آه .... انگار ندارد خبر از حال دلم
فصل پاییز شد و پیک بهارم نرسید