دوستان از صبح که بیدار شدم
با دلتنگی شدید بود
دیشب خوابشو دیدم،تو خونمون بودیم،دستشو گرفتم گفتم بربم تو اتاق باهم صحبت کنیم
رفتیم تو اتاق خیلی اروم باهام حرف زد که ادامه دادنش درست نیست
یه حس هایی بینمون هست اما شرایطو نگاه کن،میتونی با این شرایط ادامه بدی؟منم فکر کردم گفتم اگه شرایط همینه نه
پا شد از اتاق بره بیرون اما من هنوز در تمنای بغلش بودم….
از وقتی از خواب بیدار شدم همش بغض دارم و دلم تنگه….
بهم بگین چطوری حس و حال بدمو از خودم دور کنم؟
دلم بغلشو میخواد که برم تو بغلش سیر گریه کنم