سر خیابون بودم منتظر تاکسی یه مرده پژو پارس داشت وایساد ۶۰ سالش اینا بود 😑😑 گیر داده بود با خنده میگفت سوار شو منم هی مثل مرغ پر کنده این طرف اون طرف میشدم آخرش مثل بچه کوچولو ها زدم زیر گریه 😐 مرده هم گفت گریه نکن نگا رفتم 😐
از خودم بدم اومد گریه کردم واقعا ترسیده بودم