هر چی خودمو سرگرم میکنم غم پدربزرگم یادم نمیره
همه دارن پیام میدن حالت چطوره تو خیلی بهش وابسته بودی،واقعا صبر ندارم دیگه دورم شهر غریب
تا ۲۰ روز دیگه امکانشو ندارم برم شهرستان همش دارم گریه میکنم
قراره فردا شب حرکت کنم سمت مشهد
فقط میخوام برم به امام رضا بگم صبر بده بهم
نمیتونم تحمل کنم همش گریه
تازه داشتم گریه میکردم بابام از خواب بیدار شد در اتاقو باز کرد با خنده اومد با بغض رفت بیرون گفت باز که تو داری گریه میکنی
دو ماهه کارم شده بغض و گریه🥺
داغ عزیز خیلی سخته خیلی