من الان سال دیگه کنکور دارم وضع مالی پدرمم خیلی ییی بده پدرم موتاده مامانم فلج خونمون ی اتاق بیشتر نداره اشپزخونه هم نداره تو حیاط با یه گاز من شاید شام ناهار درست کنم خسته شدم هیچ بچگی نکردم هیچ دوستیم ندارم یک دوست دارم اون دعا (جادوگری) میکنه
خودمم نمیخام زیاد با اون دختره حرف بزنم ولی اون همش میاد سمتم واقعا از ادمای اطرافم خسته شدم انگیزه ندارم برای درس خوندن حس بدی دارم نمیتونم تو مغزم نمیره اصلا تو عمرم کافه هیچ جایی نرفتن هیچ فامیل خوبیم نداریم چیکار کنم فکر نکنم با این وضعیفتم به جایی برسمم قران میخونم نماز میخونم یکم حالم بهتر میشه اما دیگه توان ندارم اصلا این خونه مال موندن توش نیست پولم نداریم بریم کمکممم کنید شما بگید چیکار کنم من؟؟؟