خواهم که شبی تنگ در اغوش تو باشم
ساقی بشوی مست شوم دوش تو باشم
غوغا بشود نیمه شبی وا بکنی گر
تک دکمه ی ان پیرهنت،پیش توباشم
ای وای اگر بوسه زنی بر لبِ من تو
ان وقت قیامت بکنم نوش تو باشم
دل دل نکنی پس بزنی دست مرا تو
خواهم که فقط من تنِ تن پوش تو باشم
اتش بزنم شعله کشم با تبِ سوزت
تا من نشود اتش خاموشِ تو باشم
اخ رو شده دستم به جهنّم که گناهست
ای کاش که من لایقِ اغوش تو باشم
اینها که نوشتم همه حالاتِ جنون است
اری نَکُند موجبِ تشویشِ تو باشم