2777
2789
عنوان

همسر

| مشاهده متن کامل بحث + 1469 بازدید | 114 پست
بچه ندارم تازه عروسی کردیم چند ماهه سنمون خیلی بالا نیست که 

پس عجله نکن تو اوردن بچه

این بیماری تااخرش باهمسرته

خودتو عادت ندی باید جدا بشی

پس بی تفاوت باش

خیلی ازمردا بیماری روحی دارند بعد عروسی معلوم میشه 

حالا یا پنهان میکنندیا تو عقد معلوم میشه اما ترس خانواده ها از طلاق یاعشق عروس خانم به اقای داماد و حرف دهن مردم درمورد طلاق نمیذاره تو عقد جدابشند

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اسی شوهرت خوبه گیرنده به ۴تافحش داده ایناکه میگن طلاق وبچه نیار دلشان ازشوهرخودشان پراست نمیتونن کاری بکنن دق ودلی میخان سردیگرمردی خالی کنن بهت میگن بچه نیار این هیولاست واین حرفا.واله.

ایناخانواده ای بی اخلاقن توی خونشون است.ولی ویژگیهای خوب زیاد هم دارن بچسب به زندگیت.مردا هستن کمی پ ...

واقعا خیلی خانم فهمیده ای هسی ممنونم عین مشاوری که میرم پیشش قشنگ باهام حرف میزنی میدونی اولش با خوانوادم بد نبود اصلا سر قهری که من تو نامزدی کردم مثلا برادرم بد رفتاری کرد باهاش با اینکه قشنگ میدونم میتونست برادرمو بکنه تیکه تیکه کوتاه اوومد بابام همه خیلی بهش بد رفتاری شد البته منم بد کردم کل فحشاش همه حرفاش همه فحش هایی که به خوانوادم داده بود رو پر کرده بودم رفتم گذاشتم جلو خوانوادم اونم دیگه من بعد اون وقتی عقد کردیم دیگه محل اینا نزاشت حتی برادرم اومد برا تبریک گفتن بهش ول کرد رفت از اونجا به من گفت یا بیا تو ماشین یا با برادرت برو دادگاه طلاق بگیر تو خوانواده ما کلا فقط با مامانم کمی خوبه اونم خیلی نمیزاره ببینمش دیشب بابام خونمون بود اینقدر باهاش سر سنگین بود بابام رفت دلیل تاپیک دیشبم هم همین بود در مورد زن بازی هم اصلا هیچوقت ازش ندیدم هیچوقت گوشیش حتی رمز نداره 

پس عجله نکن تو اوردن بچه این بیماری تااخرش باهمسرته خودتو عادت ندی باید جدا بشی پس بی تفاوت باش ...

دقیقا من وقتی تو نامزدی هم رفتم به بابام در رفت زنگ زد گفت من دخترتو چند ساله دوست دارم بخوای کم و زیاد کنی ار تو خونت میبرمش اینا هم یکم ترس کرده بودن ولی مثلا کینه ازشون گرفته به دل جهیزیم رو که مثلا گرفته بودم اومدن بابام اینا بال کردن رفتن پاسگاه وکیل گرفتن مثلا کینه اینا رو به دل گرفته گفتم که میگخ بابای تو کل جهیزیش اندازه چند بوده که همچین کاری کرده مثلا مگه من مال مردم خور بودم این کارا برا من افت شئن شخصیت داشت 

اسی شوهرت خوبه گیرنده به ۴تافحش داده ایناکه میگن طلاق وبچه نیار دلشان ازشوهرخودشان پراست نمیتونن کار ...

دقیقا عین مشاور خودم حرف میزنی میشه درخواست دوستیمو قبول کنی ؟ درسته اخلاق بد داره اخلاق خوبم کم نداره فکرشو میکنم راست میگی خود منم تو دورتن نامزدی مه رفتم خیلی بچگی کردم 

دقیقا من وقتی تو نامزدی هم رفتم به بابام در رفت زنگ زد گفت من دخترتو چند ساله دوست دارم بخوای کم و ز ...

درست فهمیدم؟؟؟

بابات بخاطر تهدید دامادش وکیل گرفته و موقع بار کردن جهیزیه ات پلیس خبر کرده؟؟؟


تو تاپیک جدایی چرا نوشتی اقایی؟اینجا ک خانومی

اونجا خودمو به اسم شوهرم جا زده بودم ببینم مثلا باید چکار کنم برگردم برنگردم میخواستم نظراتشون در مورد کاری که من کرده بودم رو بفهمم 

درست فهمیدم؟؟؟ بابات بخاطر تهدید دامادش وکیل گرفته و موقع بار کردن جهیزیه ات پلیس خبر کرده؟؟؟

نه اونموقع تهدید نکرده بود هنوز من رفتم گفتم بهم فحش میده به مادرم پدرم برادرم همه صداش رو پر کرده بودم بعد بابام وکیل گرفت و با پلیس اومدن دم پر خونه همسرم جهیزیه رو ببرن که حتی همسرم حاضر نشد بیاد کلید داد نگهبان اومد 

نه اونموقع تهدید نکرده بود هنوز من رفتم گفتم بهم فحش میده به مادرم پدرم برادرم همه صداش رو پر کرده ب ...

پس شما بددهنی همسرت رو لو دادی که اشتباه کردی و 

خواستی جدا بشی و جهیزیه ببری که نکردی وموندی 

بعد دارو دادی بهش اما فهمید ونخورد

مشاور هم رفتی وهمکاری نکرد

همچنان ایشون بیماره

حالا اول راهی 

بااین اوصاف باید تااخر عمرت فحش بخوری وسکوت کنی و بله چشم قربان بگی چون ایشون به هیچ صراطی مستقیم نیست

اگر نمیتونی تحمل کنی جداشو زودتر

میتونی بی خیال شو وادامه بده 

فقط خواهشا فرزند طلاق درست نکن و بدون بچه جداشو

پس شما بددهنی همسرت رو لو دادی که اشتباه کردی و  خواستی جدا بشی و جهیزیه ببری که نکردی وموندی& ...

دقیقا من صداشو پر کردم رفتم جلو خوانوادم گذاشتم اونا هم با وکیل و پلیس در دوران نامزدی اومدن وسایل و جهیزیه من بردن ۱۰ روزی هم جوابشو ندادم بعد برگشتم بهش و بعد ۲ ماه هم عقد کردیم و الان اونم از کل خوانواده من کینه گرفته چون نامزدی بودیم نمیتونست چیزی بگه الان که عقدیم تا یکی ار خوانواده من کوچکترین حرفی میزنه میخواد بزنه تو دهنش برادرم یه حرف کوچیکی زد بهش گفت گورتو گم کن از خونه من برو بیرون چون دقیقا برادر من وقتی من رفتم دورتن نامزدی بهش گفت برو از خونه بیرون الان هم نمیزاره پاشو تا یک کیلومتری خونه من بزاره و کلا از برادر من متنفره 

دقیقا من صداشو پر کردم رفتم جلو خوانوادم گذاشتم اونا هم با وکیل و پلیس در دوران نامزدی اومدن وسایل و ...

چرا خبرچینی کردی وقتی میخواستی ده روز بعدش برگردی به همسرت مگه تو اون ده روز قرار بود معجزه بشه

سیاست نداری

بی عقلی هم کردی

الانم عوارض کینه اش رو بپذیر

همه چی رو که نباید به خانواده ها گفت

این همه توهین شنیدی تازه رفتی عقد دایم‌هم  کردی

اشتباه بزرگی کردی باید همون موقع تمومش میکردی و پامیذاشتی رو وابستگیت

هم باعث کدورت بین طرفین شدی هم خودت الام گرفتاری

هم خانواده ات رو پیشش کوچیک کردی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   setin98  |  2 روز پیش
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش