2777
2789
عنوان

پدر مادر سمی

129 بازدید | 6 پست

 سلام چند وقته از زمین و زمان  وجهان خسته شدم .

افسرده شدم و دلیلی برای زندگی نمیبینم دلیلشم خانوادمن .

 تا تکون میخورم این ور میرم فحش ناموصی میدن تحقیرم میکنن بهم میگه تو اصن ادم نیستی حیوونی چرا باید حرف بزنی اصن هر نوع فوشی که فکرشو میکنید شنیدم اخرشم میشینن یه گوشه میگن ما بچه هامون خوب نشدن و .... 

گاها فک میکنم کاش من بمیرم دلشون بسوزه دیگه بقیه رو اذیت نکنن

چیکار کنم؟ راه نجاتی هست؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من کسی به اسم پدر برام همینطور بود

من تو رو دعوت به انجام کاری نمیکنم خودت باید تصمیم بگیری چه کار باید بکنی 

من بچه ارومی بودم از سنگ صدا درمیومد ولی من نه

هرموقع بحث میکرد ساکت میشدم هیچی نمیگفتم ولی تحمل منم تا یه حد بود اخرین بار که باهاش حرف زدم ۹ عاشورا بود

یادم نمیره چی بهم گفت منی که خودمو کنترل میکردم دیگه کنترلمو از دست دادم زدم هرچی جلوم بود شکستم تا سر حد مرگ داد زدم و تمام حرفایی که تو خودم ریخته بودمو گفتم حتی جرعت نمیکرد تو چشام زل بزنه و جواب بده مگه حرف حق جواب هم داره؟برای من که پدری نکرد

تهشم گفتم نه الان هیچوقت نمیبخشمت سپردمش به خدا

الان هر کاری میکنه تا یه کلمه باهاش حرف بزنم نگاش کنم نمیکنم

من ادم کینه ای نبودم ولی حالا کافیه کسی بهم چیزی بگه تا خوردش نکنم ولش نمیکنم

مظلوم بودن به هیچ دردی نمیخوره تو هم گرگ باش 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108